خواجه محمد پارسا

مقدمة 45

شرح فصوص الحكم

« اى درويش ، مراد ما از آدم ، انسان كامل است يعنى اين كه مىگوييم كه آدم جان جهاننما و آيينهء گيتىنماى است و مظهر صفات اين نور است ( تجلى مقدس ) ، مراد ما انسان كامل است . در موجودات ، بزرگوارتر و داناتر از انسان كامل چيزى ديگر نيست از جهت آن كه انسان كامل زبده و خلاصهء موجودات است ، از اعلى تا به اسفل مراتب انسان كامل است ، و ملايكه كرّوبيان و روحانيان عرش و كرسى و سماوات و كواكب جمله خادمان انسان كاملاند و هميشه گرد انسان كامل طواف مىكنند و كارهاى انسان كامل بساز مىدارند » « 156 » . « جمعيتى كه اين انسان را حاصل است از سه جهت است : اول از اين جهت كه راجع است با جناب الهى كه آن حضرت واحديت است و هر موجودى را از آن نصيبى خاص است بىواسطه : ( فيض اقدس ) . دوم از آن جهت كه راجع به حضرت امكانيّت ، كه جامع حقايق ممكنات است و فارق است ميان ربوبيّت و عبوديّت اين را حضرت جمع وجود خوانند و اين مرتبهء انسان كامل است . سيوم از آن جهت كه راجع است به طبيعت كليه كه آن مبدأ « 157 » تكثرات است « . كلمه - قلب - دل . . . مراد از كلمه ، دل آن كامل ( الإنسان ) است « 158 » . . . و موجودات همه كلمات « الله » اند « 159 » و دل انسان كامل ، به مثابه نگين آن خاتم بود « 160 » . . . و قلب ، مقام تفصيل علوم و معارف است كه از روح به وى فايض مىگردد « 161 » « القلب عرش الله » « 162 » . دل به عقيدهء ابن عربى آلتى است كه به وسيلهء آن عارف ، به خدا و اسرار الهى ، بلكه به هر چيزى كه در تحت عنوان علم باطن داخل باشد ، معرفت حاصل مىكند . پس

--> « 156 » عزيز الدين ، نسفى ، همان كتاب . « رسالهء نوزدهم در بيان سخن اهل وحدت » ، ص 251 . « 157 » متن ، ص 28 ، س 2 . « 158 » متن ، ص 17 . « 159 » متن ، ص 14 . « 160 » متن ، ص 17 . « 161 » متن ، ص 14 . « 162 » متن ، ص 269 .